تبليغاتX
طلوعی از مغرب

طلوعی از مغرب

لاک پشت !

همچون لاک پشتی پیر و خسته

بالا می روم از دماوند

با رویایی دور

دیدن شهرم از منظری که هرگز چنان ندیدمش

در شبی یا روزی ...

درهوایی ابری یا آفتابی

مه آلود

برفی یا بارانی ...

چه چیز اهمیت دارد ؟

رفتن یا رسیدن ؟

یا که در راه مردن ... ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:33  توسط بهونه همین  | 

کاش می شد ...

بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و سقفی نو در اندازیم ...
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 23:25  توسط بهونه همین  |